جمعه 12 سپتامبر 2008 11:13
می ترسید؟… حق دارید! تحریف نظر امام(ره) برای مقابله با آیت الله مصباح

حسین شریعتمداری           این حكایت در گلستان سعدی آمده است؛ «شیادی گیسوان بافت، كه علویم و با قافله حجاز به شهر اندر آمد، كه از حج همی آیم و قصیده ای نزد ملك برد كه خود سروده ام!… یكی از ندیمان پادشاه كه آن سال از سفر دریا آمده بود گفت؛ من او را در […]

حسین شریعتمداری        

 

این حكایت در گلستان سعدی آمده است؛

«شیادی گیسوان بافت، كه علویم و با قافله حجاز به شهر اندر آمد، كه از حج همی آیم و قصیده ای نزد ملك برد كه خود سروده ام!… یكی از ندیمان پادشاه كه آن سال از سفر دریا آمده بود گفت؛ من او را در عید اضحی- عید قربان- در بصره دیدم، پس حاجی چگونه تواند بود؟! دیگری گفت؛ پدرش نصرانی است، علوی چگونه باشد؟! و شعرش را به دیوان انوری یافتند…»

 

برخی از مدعیان اصلاحات، مدتی است به تحریف كلام مبارك امام راحل(ره) روی آورده و با ساخت داستان‌ها‌ی جعلی و نسبت دادن آن به حضرت امام(ره) و یا افزودن و كم كردن از سخنان آن بزرگوار- كه از بخت بد مدعیان اصلاحات تماماً ثبت شده و مكتوب است- افكار انحرافی خود را ترویج داده و تلاش می‌كنند برای مواضع و عملكرد انحرافی خویش از گفتار و رفتار امام راحل(ره) دلیل و سند بتراشند!

 

كیهان طی چند سال اخیر به نمونه‌ها‌یی از این تحریف‌ها‌ با ذكر سند پرداخته است و البته در تمامی این موارد، موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی(ره) كه به همین منظور تشكیل شده و از بیت المال بودجه می‌گیرد، سكوت محض اختیار كرده است!

 

جدیدترین نمونه این تحریفات، ساخت یك داستان جعلی علیه آیت الله مصباح یزدی و نسبت دادن آن به امام راحل(ره) است. در جریان این تحریف یكی از مدعیان اصلاحات به نقل از مرحوم آیت الله توسلی- كه در قید حیات نیست و اگر بود، این داستان جعلی را به یكی دیگر از نزدیكان امام(ره) كه از دنیا رفته است، نسبت می‌داد- گفته است؛

 

«با چند نفر از دوستان در خدمت ایشان- مرحوم توسلی- بودیم. آقای توسلی كه از حرمت شكنی بیت امام در آن روز‌ها‌ برافروخته و ناراحت به نظر می‌رسید، رو به جمع ما كرد و در استناد به سخنان خود گفت؛ برای شما خاطره ای تعریف می‌كنم كه تاكنون نقل نكرده ام. پس از شهادت جناب حاج شیخ فضل الله محلاتی، برادران سپاه با بیت امام تماس گرفته و به حاج احمد آقا گفتند، اگر امام تائید كند، آقای فلانی را به عنوان جانشین آقای محلاتی خدمتتان معرفی می‌كنیم. آقای توسلی می‌گفت؛ تا مرحوم حاج احمد آقا این پیام را به امام رسانید، امام به رسم عادت همیشگی شان كه مخالفتشان را با پشت دست نشان می‌دادند، با دستشان به او اشاره كرده و گفتند؛ نخیر، و افزودند: من بیایم این آقا را به عنوان نماینده خودم در سپاه بگذارم كه برود منویات و نظرات پدرخانمش آقای… را پیاده كند و سپاه را وارد این مسایل نماید؟…»!!

درباره این داستان جعلی و اهداف تحریف كنندگان گفتنی‌ها‌یی هست.

1- شخصیت مورد نظر مدعیان اصلاحات، حجت الاسلام والمسلمین محمدی عراقی داماد آیت الله مصباح یزدی است و از آنجا كه دروغگویان كم حافظه و تحریف كنندگان نظرات امام(ره) رسوا شونده اند، باید گفت؛ آقای محمدی عراقی قبل از شهادت شهید محلاتی، با حكم حضرت امام(ره) قائم مقام ایشان در سپاه بود و بعد از شهادت شهید محلاتی نیز تا چند ماه بعد از پایان جنگ، یعنی از اسفندماه 1364 تا اسفند 1367 به دستور و حكم حضرت امام(ره) وظیفه نمایندگی حضرت امام(ره) در سپاه پاسداران را برعهده داشت. (صحیفه امام جلد 19 ص496 و صحیفه امام جلد 21 ص 313).

خب! آقایان تحریف كننده! چه می‌فرمائید؟! مگر نه این كه مطابق داستان شما، حضرت امام(ره) نگران بوده اند كه مبادا آقای محمدی عراقی نظرات پدر همسرشان یعنی آیت الله مصباح یزدی را در سپاه پیاده كنند! پس چرا همان حضرت امام(ره) ایشان را در حساسترین دوران سپاه یعنی دوران جنگ در این سمت گمارده اند؟! نظر حضرت امام(ره) كه صریح است و مكتوب و این واقعیت هم كه آقای محمدی عراقی در تمامی طول دوران جنگ در سمت یاد شده بوده اند قابل انكار نیست، پس بدون كمترین تردیدی باید گفت؛ شما آقایان مدعی اصلاحات دروغگو، تهمت زننده و تحریف كننده نظرات امام راحل هستید. آیا غیر از این است؟!

آقای محمدی عراقی، فرزند شهید، زندانی سیاسی دوران ستم شاهی و حاضر در عرصه‌ها‌ی نبرد طی 8 سال جنگ تحمیلی بوده است. نیم نگاهی به صحیفه امام(ره) بیندازید و عباراتی را كه حضرت امام(ره) در تمجید و تجلیل از آقای عراقی نوشته و بر زبان آورده اند نگاه كنید و… حالا بفرمائید كه شما آقایان در آن دوران سخت كجا بوده اید؟! و زیر سایه كدام درخت عافیت نشسته بودید؟!

2- و اما هدف اصلی تحریف كنندگان نظر مبارك حضرت امام، مخدوش كردن چهره حضرت آیت الله مصباح یزدی بوده است. چرا؟!… پاسخ خیلی روشن است. و به قول رهبر معظم انقلاب، دقیقاً به همان علت كه با شهید بهشتی مخالفت می‌ورزیدند و علیه شهید مطهری موضع می‌گرفتند. گناه شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید رجایی، شهید باهنر و… فقط این بود كه با همه توان و با چنته علمی فراوان به حمایت از امام(ره) برخاسته و در مقابل دشمنان داخلی و خارجی امام راحل(ره) ایستاده بودند. از نگاه مدعیان اصلاحات آیت الله مصباح یزدی نیز مرتكب همین گناه شده است. زیرا در حالی كه اسلاف طیف یاد شده، سنگ جدایی دین از سیاست و حمایت از انجمن حجتیه را به سینه می‌زدند، آیت الله مصباح یزدی- به گواهی اسناد موجود از آن دوران یعنی دهه 40- با توان علمی خود رسواگر انجمن حجتیه و حامیان درباری این گروه منحرف بود. این جمله آیت الله مصباح برای همه شناخته شده است كه وقتی انجمن حجتیه ای‌ها‌- سران این گروه منحرف مورد نظر است- اعلام می‌كردند قبل از ظهور حضرت صاحب(عج) نباید در پی تشكیل حكومت بود! آیت الله مصباح خطاب به آنان گفته بود، چرا برای استفاده از سهم مبارك حضرت امام زمان علیه السلام منتظر ظهور و كسب اجازه از ایشان باقی نمی‏مانید و به راحتی آن را مصرف می‌فرمائید؟!

وقتی مدعیان اصلاحات همین تز جدایی دین از سیاست را در قالب «سكولاریزم» به میدان آوردند و با حمایت آشكار مجامع بیرونی در پی حذف ارزش‌ها‌ی اسلامی و انقلابی بودند، آیت الله مصباح یزدی- باز هم به گواهی دهها كتاب، صدها جزوه و هزاران ساعت نوار سخنرانی كه از ایشان موجود است- یكی از برجسته ترین دانشمندان دینی و انقلابی بود كه در مقابل این موج انحرافی ایستاد و بی آنكه از هجوم دشمنان بیرونی و دنباله‌ها‌ی داخلی آنها، از جمله و مخصوصاً برخی از مدعیان اصلاحات كمترین هراس و تردیدی به خود راه بدهد با احاطه و اشراف مثال زدنی و كم نظیر خود بر علوم حوزوی و فلسفه و مبانی اندیشه غرب، از آموزه‌ها‌ی اسلامی و نظرات مبارك حضرت امام(ره) دفاع كرد. آیا بر اساس داستان جعلی شما، حضرت امام(ره) از ترویج این دیدگاهها در سپاه نگران بودند؟! شاید می‌خواهید بگوئید كه آن بزرگوار خواستار ترویج دیدگاه انحرافی انجمن حجتیه و نظرات سكولاریستی طرفداران آمریكا در سپاه بودند؟!

3- نظرات و دیدگاههای آیت الله مصباح یزدی تماماً مكتوب و موجود است و معلوم نیست چرا مدعیان اصلاحات به جای داستانسرایی و جعل و تحریف نظرات حضرت امام(ره) برای مقابله با این دانشمند الهی، راه نزدیكتری را انتخاب نكرده و نظرات ایشان را نقد نمی‏كنند؟ و یا نظرات ایشان را با دیدگاههای خود در دوران اصلاحات نظیر «بسیج عامل خشونت است»! «فرهنگ شهادت طلبی خشونت آفرین است»!، «امام حسین علیه السلام قربانی خشونت جدش رسول الله(ص) در بدر و احد شد»!، «دیدگاههای امام خمینی باید به موزه تاریخ برود»!، «ائمه معصومین(ع) هم قابل نقد هستند»! و… مقایسه نمی‏كنند تا بر همگان آشكار شود چه كسانی در خط مبارك حضرت امام(ره) گام برداشته اند و چه كسانی به بهانه خط امام(ره) نسخه‌ها‌ی آمریكایی در حمایت از سرمایه داران و مرفهین بی درد را پیچیده اند. این راه كه خیلی گویاتر است. چرا از این فرمول منطقی استفاده نمی‏كنید؟ می‌ترسید؟! از چه؟ از رسوایی؟… حق دارید!

4- طیف یاد شده كه اخیراً به تحریف سخنان حضرت امام(ره) روی آورده اند برای مقابله با آیت الله مصباح یزدی داستان جعلی دیگری نیز ساخته و بارها به آن دامن زده اند و آن، اینكه می‌گویند در یكی از سال‌ها‌ی سیاه رژیم طاغوت- سال 1356- كه حضرت امام عزای عمومی اعلام كرده بودند، آیت الله مصباح برخلاف نظر ایشان، در موسسه خویش جشن نیمه شعبان را برپا كرده بود! كه تحقیقات مستند و موجود به وضوح نشان می‌دهد این نیز یك دروغ دیگر است. موسسه یاد شده همان موسسه در راه حق بود كه اولاً؛ در آن هنگام مدیریت این موسسه با حضرات آیات، استادی، خرازی و شهید حقانی بود كه در تاریخ یاد شده شهید حقانی توسط ساواك دستگیر شده و در زندان به سر می‌برد. بنابراین مسئولیت موسسه با آیت الله مصباح نبود كه تصمیم به جشن و سرور بگیرند.

ثانیاً؛ در آن زمان، موسسه در راه حق را برای نوسازی، تخریب كرده بودند و طلاب و شاگردان در یك محل موقت به كسب تحصیل مشغول بودند. بنابراین مكانی برای برپایی جشن نیمه شعبان و مخالفت با نظر مبارك حضرت امام(ره) وجود نداشت، ثالثاً؛ به گواهی تمامی بزرگان حوزه، اساساً موسسه در راه حق آن سال از برپایی جشن و سرور به علت تحریم حضرت امام اجتناب ورزیده و این نظر را هم اعلام كرده بود. رابعاً؛ حضرات آیات استادی و خرازی به عنوان مسئولان موسسه در راه حق، این داستان سرایی علیه آیت الله مصباح یزدی را به شدت تكذیب كرده اند و…

5- و در پایان این نوشته كه فقط اندكی از بسیارهاست، اشاره به نظر رهبر معظم انقلاب درباره حضرت آیت الله مصباح یزدی را خالی از لطف نمی‏دانیم. ایشان می‌فرمایند:

«بنده نزدیك به چهل سال است كه جناب آقای مصباح را می‌شناسم و به ایشان به عنوان یك فقیه، فیلسوف، متفكر و صاحب نظر در مسائل اساسی اسلام ارادت قلبی دارم. اگر خداوند متعال به نسل كنونی ما این توفیق را نداد كه از شخصیت‌ها‌یی مانند علامه طباطبایی و شهید مطهری استفاده كند، اما به لطف خدا، این شخصیت عزیز و عظیم القدر، خلأ آن عزیزان را در زمان ما پر می‌كند… این هجوم‌ها‌ی تبلیغاتی كه به شخصیت‌ها‌ی برجسته و انسان‌ها‌ی والا و بااخلاق برجسته وارد می‌كنند، نشان دهنده اهداف و نیات دشمن است. یك نفر مثل جناب آقای مصباح كه حقیقتا این شخصیت عزیز، جزو شخصیت‌ها‌یی است كه همه دلسوزان اسلام و معارف اسلامی از اعماق دل بایستی قدردان و سپاس گزار این مرد عزیز باشند، مورد هجوم تبلیغاتی قرار می‌گیرند! حرف رسا و نافذ، منطق قوی و مستحكم هر جایی كه باشد، آن جا را دشمن زود تشخیص می‌دهد، چون حسابگر است. دشمن آن جا را می‌شناسد و به مقابله اش می‌آید. با مرحوم شهید مطهری هم همین جور برخورد كردند.

منبع: روزنامه کیهان حسین شریعتمداری

کاروان طریق القدس

آرشیو