شنبه 10 اسفند 1392 22:36
غرب و حربه تغییر سبك زندگی ایرانیان

استعمارگران جهان سوم ، پس از رخ دادن جنبش های ناسیونالیستی در كشورهای خودشان و نشر و ترویج اندیشه ملی گرایی در عالم بسیاری از مستعمراتشان را از دست دادند . در واقع روشنفكرانی كه توسط غرب و با میل آنان تربیت شده بودند تا مدافع غرب ستایی و تشبه به استعمارگران باشند ، ناسیونالیسم […]

استعمارگران جهان سوم ، پس از رخ دادن جنبش های ناسیونالیستی در كشورهای خودشان و نشر و ترویج اندیشه ملی گرایی در عالم بسیاری از مستعمراتشان را از دست دادند . در واقع روشنفكرانی كه توسط غرب و با میل آنان تربیت شده بودند تا مدافع غرب ستایی و تشبه به استعمارگران باشند ، ناسیونالیسم و جنبش های ملی گرایانه را سرمشق خود قرار دادند و به جان استعمارگران افتادند . آزادی كشورهای آمریكای لاتین نمونه ای از همین جنبش هاست .
sabk
پس از جنبش های آزادی خواهانه با پس زمینه ملی گرایانه ، جنبش های چپ و ضد استعماری و ضد استكباری با الگو برداری از شوروی و كوبا و الجزایر و چین در جهان شكل گرفتند . در واقع اصلی ترین دشمن استعمار گران كه شیوه خود را از استعمار مستقیم به استعمار از طریق خائنان و خودفروشان داخلی تبدیل كرده بودند جنبش های چپ با نیروی انقلابی كارگری و توده مردم له شده در زیر بار صنعتی شدن بود . شعار دلفربیب عدالت طبقاتی كه كارگر و توده مردم را به صحنه میكشاند سبب شده بود تا استعمارگران هم در داخل كشورهای خودشان و هم داخل مستعمره ها امتیازات فراوانی به این طبقه داده و رفاه اجتماعی افزایش یابد . این دولتها مجبور به تغییر شیوه خود شدند .
الگوی سوم استعمار تبدیل به استقراض كشورها شد . رسانه ها لایف استایل زندگی غربی را بهشت آرمانی بشری نشان دادند . همان شعاری كه مدرنیته به پا كرده بود و سیل سرخوردگانش پس از جنگ جهانی اول و دوم به انزوای ادبیات خویش گریختند و غرب كه می خواست فاتح قله های كلیمانجارو باشد مجبور به وداع با اسلحه شده بود .  استقراض و كمك مالی گرفتن كشورها به خاطر رسیدن به الگوهای زندگی و توسعه بهشت آرمانی غرب بود . فراماسونها شعار معروفی دارند كه مقروض كن ، برده كن . نمی خواهم به ربط این شعار و شروع استقراض جهان سوم از استعمارگران بپردازم و پشت پرده این جریان را بیان كنم بلكه تنها هدف آن است كه شكل دیگر استعمار جدید كه استقراض بود بیان گردد. در الگوی استقراض هم كشور مستعمره مجبور به تبعیت از دستورات اقتصادی سیاسی ، استعمار میشد وهم با پخش ثروت در جامعه و ایجاد اقتصاد باز لیبرالی به بازار فروش كالاهای غربی دركشور خودش كمك می كرد . فروش این كالاها نیازمند تبلیغاتی بود كه لایف استایل و سبك زندگی جدیدی را تجویز می كرد كه با الگوهای كهن تمدنی تعارض و تمایز داشت . غرب و استعمار در این بازی جدید جز پیروزی چیزی عایدش نمیشد . او مدتها تلاش كرده بود تا به نحوی جیب خود را از ثروت ملل انباشته كند و حالا ملتها با دست خود جیب او را انباشته از ثروت داخلی می كنند و آنگونه كه او می خواهد زندگی می كنند .
این سه مدل ورود تفكر به مستعمرات و كشورهایی كه برای غرب اهمیت حیاتی داشت ، در كشور ما با روشهای گوناگون آزموده شد و شكست ها و پیروزی هایی به همراه داشت . امروز در مرحله سوم این شیوه ها یعنی تغییر سبك زندگی ایرانیان هستیم كه با هم شیوه های آنرا بررسی می كنیم
اولین اتفاق زمانی رخ داد كه دانشجویان از فرنگ برگشته در عهد قاجاری ، لباسهای متفاوتی از عبا و عمامه توده مردم ایران می پوشیدند ، دوست داشتند به نحو خاصی الفاظ را تلفظ كنند و شاید اولین وارد كنندگان رمان به ایران نیز همین گروه باشند . سبك زندگی آنان با توده مردم متفاوت بود و كم كم الگو برداری از آنان در دوره احمدشاه در سبك زندگی اوج گرفت . اما با آغاز دوره رضا خان ، رضا پهلوی تصمیم گرفت به شخصه این الگوهای رفتاری را مانند پادشاه روسیه و شاه تركیه در ایران به زور تغییر دهد . كشف حجاب زنان و كلاه شاپو دو مورد از این تغییر سبك زندگی است . او در واقع می خواست با این تغییر ، مردان و زنان ایرانی را شبیه انسانهای اروپایی كند . نفس تغییر لباس سبب این حادثه نخواهد شد و باید قبول كنیم كه رضا شاه آنقدر ابله نبوده كه گمان كند با تغییر لباس تغییر پیشرفت در جامعه رخ داده است بلكه او می دانست این تغییرات سبب تعویض عادتهای رفتاری و به خصوص سنن دینی خواهد شد كه نسبت این ها مورد بررسی قرار خواهد گرفت . اما در عصر رضا خان اشتباه بزرگ او این بود كه این تغییرات را به زور سر نیزه انجام می داد . مردم ایران این آزادمنشی را داشتند كه حاضر به پوشیدن لباس به زور نشوند . هر چند آنان پوشیدن كلاه شاپو را امری مباح می دانستند و در حالت عادی آن را تشبه به دشمن اسلام نمی پنداشتند اما با رفتار رضا پهلوی در رو به روی آن موضع گرفتند و طرح های پهلوی ها شكست خورد .
پس از انقلاب اسلامی غرب به خود آمد ، تمام تلاشهای آنان برای غربی شدن مردم ایران با یك انقلاب اسلامی به باد رفت . شاه و غرب كه گمان می كردند مردم ایران مردمی لیبرال و هماهنگ با غرب هستند (به خاطرات هایزر و دیدارش با شاه مراجعه كنید) متوجه شدند كه سنت های دینی در ایران انقلابی به پا كرده است كه همه وجوه زندگی را می خواهد متفاوت با لایف استایل غربی بنا كند . این حادثه برنامه ویژه ای می طلبید .
پس از انقلاب اسلامی ، اهالی فرهنگ نظام به سبب تجربه های كم و سختی كار فرهنگی كه معیارش تربیت نفس و كاهش میزان رها شدگی آن است تنوانستند با جریاناتی كه در حال نفوذ در سبك زندگی جوانان بود مقابله درست به معنی مقابله هوشمند و ارائه آلترناتیو اسلامی را بكنند . واژه های مرگ بر رپ و  مرگ بر سوسول روی در و دیوار  دهه شصت نوعی كنش آشكار و پنهان مخالفت با برخی از مدهای لباس آقایان مانند شلوار لی و حتی لباس آستین كوتاه بود و یا جریمه برای داشتن ماهواره و ویدئو نشانگر آن است كه تنها راه مقابله را در برخورد می دیدند. البته به نظر می رسد افراد مسئله را در آن زمان درست متوجه نشده بودند و تنها به مبارزه با ظاهر انگاری می پرداختند و گمانشان این نبود كه این ظواهر ، متغیرهای كیفی ایدئولوژیك را می تواند تغییر دهد . اما جهت مبارزه را درست می رفتند و راه مبارزه را اشتباه .
ایران پس از ورود لوازم ارتباط جمعی جهانی گسترده و غیر قابل سانسور ، در سبك زندگیش دچار تغییرات گسترده ای شده است . شهرهای بزرگ مانند تهران و اصفهان در زمینه مد ، آرایش زن و مرد و مانند آن از الگوهای رسمی تبعیت نمی كنند  و جهان واقعی را در تار های مجازی می یابند . البته این نوشته در پی ادعای اكثریت و اقلیت بودن این گروه نیست . اساسا وجود چند نفر هم برای یك جامعه نشانه نقص است . البته در عرصه سبك زندگی الگوی اسلامی و شیعی برای ترویج بیان نشده است . روانشناسان و پزشكان و جامعه شناسانی داریم كه بر اساس الگوهای روایی اهل بیت در پی یافتن سبك زندگی توحیدی هستند اما آنچه كه ما امروز در حال پی ریزی هستیم غرب در حال میوه چینی است . امام خمینی جمله ای فوق العاده دارند كه به نظرم شاه بیت كلام های ایشان است . جمله محرم و صفر اسلام را زنده نگه داشته هر چند در دیوارها و بنرهای دو ماه از سال هر روز می بینیم و كمی از شنیدنش احساس كلیشه بودن می كنیم اما حقیقت آن است كه یكی از مهم ترین سبك زندگی های مردم ایران سبك زندگی عزای امام حسین است . این سبك زندگی در موقع جهاد تبدیل به ایدئولوژی میشود . سبك عزاداری ایرانیان گریه برای امام حسین است . این گریه كنش احساسی است كه بر اساس حب شكل میگیرد و محبت همیشه قاعده ای دارد به نام شبیه شدن . عشاق دوست دارند متحد با معشوق شوند و گریه برای اباعبدالله به عنوان یك سبك زندگی ایدئولوژی جهاد ، استقامت و شهادت را می آورد كه حماسه های انقلاب و جنگ مقدس را آفریده .
غرب به خصوص پس از فتنه 88 متوجه این نكته شده است كه سبك زندگی ایرانیان پایداری بر جمهوری اسلامی را به همراه دارد . مردمی كه در سبك زندگی مسلمانند و از پوشش تا رفتار در منزلشان بر اساس سبك زندگی روایی و فقهی است و به آسانی دست از اسلام بر نمیدارند برای تغییر ایدئولوژی نیاز به تغییر در سبك زندگیشان داریم . سبك زندگی غربی ، یك ویژگی اساسی در مبانی اخلاقی دارد و آن حیا زدایی است . یكی از الگوهای رفتاری كه امروزه در نسل چهارم در حال از دست رفتن قبحش است ، الگوی ارتباط با جنس مخالف و دوست دختر و پسر است . این سبك زندگی جدید نوعی اسقلال طلبی جوانانه از محیط خانوادگی ، نوعی فرار از انزوا و تنهایی ، نوعی ارضای شهوت محبت و دیده شده و هم چنین نیاز جنسی است . محبت دیدن میلی است كه در فطرت انسانها وجود دارد میلی كه در پی دیده شدن در دنیا است و دنیای مدرن تمام ابزار ممكنه از وب تا شبكه اجتماع تا عكس هنری را برای تو خلق كرده تا شهوت دیده شدن را برطرف نماید . تا تو را از سایه در بیاورد  و انزوای تو را با اجتماع مجازی در هم بشكند . آدم های نسل ما منزویان اجتماعی و فعالان مجازی شده اند . تنهایی هایی پر از دوست . سبك زندگی همراه با دوست دختر یا پسر ترویج میشود ، اپیدمی میشود و بعد ناگهان نظام می خواهد عكس العمل نشان دهد و آنگاه تبدیل به شورش میشود .بنیان خانواده پاشیده ، ایندویژوالیسم افراطی ترویج و نظام مجبور به مقابله میشود  در نهایت مبارزه آغاز میگردد . مبارزه در نهان خودش با ایدئولوژی رایج مبارزه می كند و از سنت های خودش گسسته میشود و سبك زندگی سبك فكر كردن جدید را تولید میكند . سبك زندگی در بطن خودش مسلمان هست ، می توانید به عزاداری ها و علم كشی های دختران و پسران با تیپ خاص در روز عاشورا دقت كنید اما این سبك زندگی همراه با سكولاریسم عقیدتی و در واقع “نومن ببعض و نكفر ببعض”  است.
سبك زندگی جدید كه مروجش نظام فرهنگی سكولار داخل كشور كه به صورت ناآگاهانه و بر اساس حظ نفس چنین می كند و شبكه های جدید من و تو و … است . اینها پرچمدار مبارزه با فرهنگ توحیدی هستند . علت این مبارزه یا آگاهانه و كافرانه است و یا بر اساس حظ نفس است كه نفس اماره است به مقابله با نظام توحیدی . البته عدم تبیین سبك زندگی برای توده مردم كه هم مسلمان باشند و هم آدم عصر خودشان كه كانون آن فهم پدران و مادران نسل جدید است به این مشكل دامن می زند . سبك زندگی مدرن عنوان می كند یا شبیه من لباس بپوش ، آرایش كن ، دوست دختر و پسر داشته باش و یا نامت امل و متحجر و عقب مانده است . یا شبیه سبك زندگی من رای بده و یا از دایره عالم جدید خارجی . مقابله نسل جوان و نوجوان با فضای اپیدمی هم سن و سالانشان دشوار است . از اصلاح صورت و مو بگیرید تا رفتارهای نوجوان در یافتن دوستان هم سن و سال مخالف در دبیرستان ها و شبكه های مجازی . تداوم سبك زندگی فعلی فوق العاده خطرناك است . جریان امروز كه در برخی اركانهای دولتی داخل هستند در پی جذب آدمهایی با این سبك زندگی هستند . راه حلش مقابله از بالا به پایین نیست . راه حلش نظام توحیدی است كه هم حظ نفس و امیال ارضا شوند و هم این امیال بر اساس حدود الهی باشد . سبك زندگی كه در آن نقض حریم الهی قبح باشد و حظ نفس در چارچوب الگویی كه رضایت خداوند متعال و اهل بیتش بر آن باشد .
   سجاد نجفی؛مرکز اسناد انقلاب اسلامی

 

نظرات
  1. خط امام
    27 مرداد 1393

    سلام و عرض ادب
    دوستان دانشجو راه ارتباط گیری با شما چطور هست؟ یه تماس با مایی یک ایمیلی گشتیم نبود..

آرشیو