یکشنبه 12 دی 1395 22:58
نامه بسیج دانشجویی دانشگاه امیرکبیر به آیت الله هاشمی رفسنجانی

•مرقومه‎ی پیش رو را خون جگری بدانید از سوی دلسوزان انقلاب اسلامی       متن کامل این نامه بدین شرح است:   «بسم الله قاصم الجبارین و المتکبرین “إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ. فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ […]

•مرقومه‎ی پیش رو را خون جگری بدانید از سوی دلسوزان انقلاب اسلامی

 

 

 

متن کامل این نامه بدین شرح است:

 

«بسم الله قاصم الجبارین و المتکبرین

“إِنَّمَا بَدْءُ وُقُوعِ الْفِتَنِ أَهْوَاءٌ تُتَّبَعُ وَ أَحْکَامٌ تُبْتَدَعُ یُخَالَفُ فِیهَا کِتَابُ اللَّهِ وَ یَتَوَلَّى عَلَیْهَا رِجَالٌ رِجَالًا عَلَى غَیْرِ دِینِ اللَّهِ. فَلَوْ أَنَّ الْبَاطِلَ خَلَصَ مِنْ مِزَاجِ الْحَقِّ لَمْ یَخْفَ عَلَى الْمُرْتَادِینَ وَ لَوْ أَنَّ الْحَقَّ خَلَصَ مِنْ لَبْسِ الْبَاطِلِ انْقَطَعَتْ عَنْهُ أَلْسُنُ الْمُعَانِدِینَ، وَ لَکِنْ یُؤْخَذُ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ وَ مِنْ هَذَا ضِغْثٌ فَیُمْزَجَانِ فَهُنَالِکَ یَسْتَوْلِی الشَّیْطَانُ عَلَى أَوْلِیَائِهِ وَ یَنْجُو الَّذِینَ سَبَقَتْ لَهُمْ مِنَ اللَّهِ الْحُسْنى.”                   ( نهج البلاغه-خطبه 50  )

“ابتداى ظهور فتنه‏ها هواهایى است که پیروى مى‏شود، و احکامى که در چهره بدعت خودنمایى مى‏کند، در این فتنه‏ها و احکام با کتاب خدا مخالفت مى‏شود، و مردانى مردان دیگر را بر غیر دین خدا یارى و پیروى مى‏نمایند. اگر باطل از آمیزش با حق خالص مى‏شد راه بر حق جویان پوشیده نمى‏ماند. و اگر حق در پوشش باطل پنهان نمى‏گشت زبان دشمنان یاوه گو از آن قطع مى‏گشت. ولى پاره‏اى از حق و پاره‏اى از باطل فراهم شده و در هم آمیخته مى‏شود، در این وقت شیطان بر دوستانش مسلط مى‏شود، و آنان که لطف حق شاملشان شده نجات مى‏یابند”

حضرت آیت الله هاشمی رفسنجانی

سلام علیکم

مرقومه‎ی پیش رو را خون جگری بدانید از سوی دلسوزان انقلاب اسلامی، از سوی دلواپسان جمهوریت نظام، از ایستاده قامتان به پای اسلامیت نظام، از سوی دانشجویان انقلابی و جوانانی که تنها یادآوری رشادت‎های ملت دلیر و همیشه در صحنه در این ایام نهم دی ماه (که همانا بدرستی یوم الله نامیده شده است) می‎تواند مرهم بر زخم‎های بی شمار دل‎ها و بر پیکره‎ی خاطرشان باشد؛ زخمی که از خرداد 88 ایجاد شد.

یادمان نرفته است روزهای تلخ بعد از حماسه‎ی شیرین 22 خرداد ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و هشت را؛ روزی که ملت ایران مفهوم جمهوریت را به دنیا شناساند. اما عده‎ای که به فرمایش امیر مومنان در هوا پرستی خویش غرق شده بودند، شیرینی مشارکت 85 درصدی را به کام مردم تلخ نمودند.

آن روزهای سخت گذشت اما فراموش نشده و نمی‌شود. حتی یادآوری آن هم بغض گلوگیری است که اگر حماسه‎ی مردمی 9 دی نبود این بغض حیات را از فتنه‎گران می‎گرفت. بغضی ناشی از صبر در عین زیر پا گذاشتن جمهوریت، ناشی از توهین‎های همه جانبه، از توهین به عزاداری سید الشهدا گرفته تا توهین به ارکان نظام و آرمان‎های اصیل انقلاب.

چطور میتوان آن همه خیانت را به ورطه فراموشی سپرد؟

آقای هاشمی رفسنجانی

شما دستی بر خاطره‌نگاری دارید، اینها را در خاطراتتان بنویسید. بنویسید تا آیندگان بخوانند و بدانند آنچه بر مردم و بر نظام رفت …

در خاطراتتان بنویسید که از چند ماه قبل از انتخابات، عده‎ای در داخل و خارج مدام در بوق احتمال تخلف دمیدند تا اذهان را به سمت ادعای باطل تقلب منحرف کنند. تا آنجا که رهبری در فرمایشاتشان در نوروز 88 به این مسئله اشاره کردند و درباره آن تذکر دادند.

آقای هاشمی، در خاطراتتان اینگونه  بنویسید که چگونه بود که پیش از پایان ساعات رای گیری، صدای «پیروزی قطعی انتخابات با اختلاف آراء زیاد این جانب هستم» از حنجره‎ی میرحسین موسوی در همه رسانه‎ها پیچید؟ از غیب خبر داشتند یا آنکه به دنبال ایجاد غائله تهییج اذهان بودند؟

مردم یادشان نرفته است، اما شما بنویسید که فردا روزی فراموش‌اش نکنید.

بنویسید که معترضین لحظه‎ای به ساز و کار قانونی پیش بینی شده برای اعتراض به نتایج انتخابات تمکین نکردند حال آنکه بی وقفه دم از اجرای قانون می‎زدند. چگونه می‎توان در عین غوغا سالاری و ایجاد تشویش در خیابان‎های شهر، ادعای قانون مداری داشت؟

آقای هاشمی این‎ها را در خاطراتتان ثبت کنید که رهبری در جلسه‎ای با حضور نمایندگان نامزدها مثل آقای آخوندی وزیر فعلی همین نظام، پیشنهاد بازشماری صندوق‎ها را در چند مرحله مطرح نمودند. اما کسی وقعی بر این پیشنهاد ننهادند  که قانون اجرا شده و واقعیت برای مردم روشن شود چرا که خود از بطلان بهانه گیری‌شان آگاه بوده و هیچ وقت حرف‌ها و اعترافات محافل خصوصی‌تر را علنی نکردند.

آقای هاشمی در آن روزها سران فتنه با چه نیتی مردم را به خیابان کشاندند؟ اگر پاسخ این سوال را می دانید، بنویسید؛ مگر نه آنکه خود شما نیز به تندی، در سال 78، به خیابان کشیدن مردم به دلایل واهی را محکوم کرده و آن را نقطه‎ای که اغتشاش گران و ضدانقلابیون از آن طریق به نظام و اسلام ضربه می‎زنند خواندید. پس شما را چه شده است که بعد از این همه خون جگرها و ظلم‎های پس از حوادث 88 سکوت اختیار کرده و از مواضع پیشین خود به دلایل نامعلوم عقب نشینی کرده‌اید. اگر شما هم مثل بقیه ملت پاسخی بر این پرسش نیافتید، خود سوال و تناقضات موجود در موضع گیری‎های خود قبل و بعد از این حوادث را در خاطراتتان ثبت کنید، باشد که آیندگان خود قضاوت کنند.

در خاطراتتان ثبت کنید که مگر نه آنکه به نتیجه انتخابات اعتراض داشتند، پس چگونه بود که بعد از چندی نوک پیکان جریان‎های اعتراضی به سمت اصل نظام نشانه رفت؟ آیا می‎توان نظام را مردود دانست و برای پیروزی در انتخاباتی در همان نظام تلاش کرد؟ این که خود نقض غرض است.

بنویسید، مگر نه آنکه دم از آرمان‎های اصیل انقلاب زده می‎شد، مگر نه آنکه هویتی بر پایه‎ی «نخست وزیر امام» برای آقای موسوی ایجاد کردند، پس چگونه در روز قدس، همان روزی که حضرت روح الله آن را برای همه مستضعفین عالم برگزید، شعار «نه غزه نه لبنان …» فریاد زده می‎شد؟ اتفاقا ما هستیم که قائل به تقلب هستیم، اما تقلبی که امثال آقای موسوی با انتساب خود به حضرت امام ایجاد کردند چرا که هیچ تناسبی میان آنان و تفکراتشان با حضرت امام وجود ندارد. چرا هیچگاه اشاره ای به این انحرافات نشد؟ چرا در بیانیه آقای موسوی بعد از روز قدس به این انحرافات اشاره‎ای نشد؟

در خاطراتتان این را از قلم نندازید که در آن روزها، حرمت شکنان عاشورای حسینی «مردم خداجوی» خوانده شدند.

مرقوم کنید آنانی که خود را فرزندان انقلاب می‎خواندند، مردم را از شرکت در راهپیمایی 22 بهمن ماه منصرف و همنوا با منافقین به راهپیمایی در 25 بهمن دعوت کردند. از تاریخ و آیندگان بپرسید که واهمه ایشان از حضور در بین جمعیت میلیونی و انقلابی حاضر در راهپیمایی 22 بهمن چه بود؟ مگر 22 بهمن مشخص‌ترین تجلی وحدت مردم و انقلاب اسلامی مقابل دشمنان خارجی نبود، که حتی حرمت آن را هم رعایت نکردند.

آقای هاشمی حتما در خاطراتتان بنویسید که در جریان فتنه انگیزی‎ها، عزم همه‎ مقامات آمریکایی و صهیونیستی و رسانه‎های بیگانه و ضد انقلاب در حمایت از معترضین جزم شده بود. چگونه می‌توان دلسوز نظام اسلامی بود و مایه رضایت دشمنان اسلام و انقلاب را فراهم آورد.

اما این‌ها  همه در حالی بود که خود فتنه انگیزان به مردود بودن ادعای تقلب معترف بوده و هستند. پس چگونه به خود اجازه دادند با این ادعای واهی مردم را سردرگم کنند.

لازم به ذکر است که آنچه باعث حصر سران فتنه شد، نه اعتراض به نتایج انتخابات، بلکه زیر مقابله عملی با اسلام و انقلاب که همانا محاربه نامیده می‌شود، بود. شاهد این مدعا آن است که اغتشاشات و اعتراضات به انتخابات در سال 88 واقع شد، حال آنکه حصر از بهمن سال 1389 آغاز شده است …

در خاطراتتان اینگونه بنویسید که هیچ کدام از فتنه‌انگیزان پاسخگوی خسارات عدیده‎ وارد شده بر جامعه و مردم نبوده و نیستند. خسارت‎های اقتصادی، فرهنگی، اجتماعی، بین المللی و … که ذکر همه آنها «مهتاب شبی خواهد و آسوده مجالی»

حتما توجه کنید که در دولتی که به گفته خودتان، سه درصد رأی داشت و با حمایت شما به بالای 50 درصد رفت؛ عده‌ای به مسئولیت رسیدند و وزیر و وکیل شدند که از همان‎هایی بودند که دستشان تا مرفق در گنداب فتنه فرو رفته بود، از همان‎هایی که خون به دلِ ملت غیور و مسلمان کرده بودند.

بنویسید در همین دولت دست‎پرورده جنابتان، در همین دولتی که مدام راه نفس جریان انقلابی را با ایراد توهین‎ها تنگ‎تر می‎کرد (و البته هنوز هم ادامه می‎دهد)، به مغرضین و معاندین و همنوایان با جریان فتنه، اجازه فعالیت گسترده در دانشگاه‌ها و خارج از آن داده شد تا پروژه تطهیر و تبرئه‎ی فتنه گران را کلید بزنند.

در آن بحبوحه‎ها، خیل کثیری از پشت میز نشینان و از سیاسیون مدعی، در روشن کردن مرزهایشان با جریان فتنه، عاجز ماندند و یا با مواضع کوته نظرانه‎شان یا سکوتشان در آن روزها از قافله‎ی مردم انقلابی جا ماندند.

آقای هاشمی اگر خواستید! بد نیست از خود و اطرافیانتان هم بنویسید.

از نامه بدون سلام و والسلام و مملو از توهین‌تان به رهبری، از نماز جمعه 26‌ام تیر ماه‎تان، از حضور دائمی دخترتان فائزه هاشمی در تجمعات و اغتشاشات، از دمیدن در آتش فتنه توسط ایشان، از آب در آسیاب ریختن تشدید تحریم‌ها توسط مهدی هاشمی و سایر اقدامات و اخلال گری‌های خانواده‌تان.

این‎ها در حافظه ملت موجود است، این‌ها فراموش ناشدنی است …

شما که در سال‎های پیش از انقلاب و پس از آن، از نزدیکان حضرت امام بوده اید و مدام از ایشان نقل می‎کنید و خاطره می‎گویید، بفرمائید اگر امام  امروز بود چگونه با این فتنه گران برخورد می‌کرد.

آقای هاشمی به عنوان کلام آخر و به عنوان آهی برآمده از دل ملت انقلابی این چند کلمه را نیز از نظر بگذارنید و برای ثبت در تاریخ در خاطراتتان امروزتان که نامه به دستتان می‎رسد، ثبت کنید:

قطع به یقین، چهره‎هایی که آن روزها در پشت نقاب‎های سبز پنهان شده بودند و با دروغ احساسات مردم را به بهانه‎ی واهی تقلب، تهییج و تحریک می‎نمودند از حافظه ملت شریف و انقلابی ایران پاک نمی‎گردد. حتی اگر این روزها نقابی جدید به چهره گذارند و منافقانه در لباس وزیر و وکیل تیشه به دست، به دنبال زدن ریشه‎ی اعتماد مردم به نظام باشند، همانا به نصرت الهی تلاششان بی‎نتیجه و تیشه‎شان به ریشه‎های خویش است.

مردم شریف ایران آگاه و بیدارند، هر که اهمال کند در محضر مردم بی‌اعتبار می‎شود.

مردم در نهم دی ماه خود را ثابت کردند؛ همانجا که مردم با حضورشان مهر خاتمه‎ای بر آن حوادث زدند. مردم نشان دادند اگر لازم ببینند و اگر اصول اسلام و انقلاب را در خطر ببینند به عرصه خواهند آمد.

مردم نشان داده‌اند که پای در رکاب و همه جانبه، در حمایت نائب بر حق امام زمان خود خواهند بود.

رضایت حضرت ولی عصر (عجل الله تعالی فرجه الشریف) در راس مطالبات این مردم شریف است.

باشد که در این مسیر پایمان استوار و عزممان راسخ گردد و با همه ی منتظران و شیعیان حقیقی امام عصر همنوا شویم که:

أَیْنَ قَاصِمُ شَوْکَةِ الْمُعْتَدِینَ أَیْنَ هَادِمُ أَبْنِیَةِ الشِّرْکِ وَ النِّفَاقِ أَیْنَ مُبِیدُ أَهْلِ الْفُسُوقِ وَ الْعِصْیَانِ وَ الطُّغْیَانِ أَیْنَ حَاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَ الشِّقَاقِ [النِّفَاقِ ] ،أَیْنَ طَامِسُ آثَارِ الزَّیْغِ وَ الْأَهْوَاءِ أَیْنَ قَاطِعُ حَبَائِلِ الْکِذْبِ [الْکَذِبِ ] وَ الافْتِرَاءِ أَیْنَ مُبِیدُ الْعُتَاةِ وَ الْمَرَدَةِ أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنَادِ وَ التَّضْلِیلِ وَ الْإِلْحَادِ أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیَاءِ وَ مُذِلُّ الْأَعْدَاءِ

“کجاست درهم شکننده شوکت متجاوزان، کجاست ویران کننده بناهاى شرک و دورویى، کجاست نابودکننده اهل فسق و عصیان و طغیان، کجاست دروکننده شاخه‌های گمراهى و شکاف اندازى، کجاست محوکننده آثار انحراف و هواهاى نفسانى، کجاست قطع کننده دام‌هاى دروغ و بهتان، کجاست نابودکننده سرکشان و سرپیچى کنندگان، کجاست ریشه کن کننده اهل لجاجت و گمراهى، و بیدینى کجاست عزّت بخش دوستان، و خوارکننده دشمنان.”

السلام علی المهدی الذی یملا الارض قسطا و عدلا کما ملئت ظلما وجورا

و السلام علی انصاره  و اعوانه و شیعته

 

“و السلام علیکم و رحمه الله و برکاته»

آرشیو