علی نوفرستی، دانشجوی برق 86 امیرکبیر
نشریهی دانشجویی ابابیل، در شمارهی دهم خود که در 25 ابان در دانشگاه صنعتی امیرکبیر منتشر شد، طی یک مطلب مفصل به بررسی کلیاتی از ماجرای یمن پرداخت. در ادامه متن این مطلب را میخوانید:
”رشاد محمد العليمي“ معاون نخست وزير يمن در امور امنيتي و دفاعي روز يکشنبه در صدر هياتي سياسي – امنيتي وارد رياض پايتخت عربستان سعودي شد. ( ایرنا 88/7/27)
سخنگوي جنبش الحوثي يمن با اشاره به ادامه حمايت عربستان سعودي از حملات عليه حوثيها تاكيد كرد كه مردم يمن درباره اين گونه مسائل ساكت نخواهند نشست. (فارس، 88/8/2)
سازمان ملل – کميسارياي عالي سازمان ملل در امور پناهندگان از دولت يمن خواست به حملات پي درپي خود عليه شيعيان الحوثي آن کشور پايان دهد و تصريح کرد که شمار آوارگان اين حملات در يمن روزانه افزايش مي يابد. (88/8/2)
جنبش الحوثي يمن در بيانيهاي با اشاره به ادامه بمباران هوايي ارتش اين كشور، از 9 حمله هوايي به مناطق مختلف صعده خبر داد. (فارس، 88/8/3)
دادگاه يمن به محاكمه مبارزان الحوثي ادامه ميدهد: دادگاه يمن امروز 4 نفر از مبارزان الحوثي را به ادعاي مشاركت در درگيري با ارتش يمن در شمال شرق صنعاء به اعدام و 11 نفر ديگر را به 5 تا 12سال زندان محكوم كرد. (88/8/5)
ارتش يمن 18نوبت منطقه رازح را بمباران كرد (88/8/6)
ارتش يمن 7 نوبت يك روستا در استان صعده را بمباران كرد (88/8/9)
يك نماينده مجلس يمن به علت اعتراض به عدم اهتمام دولت به كمك به آوارگان دستگير شد. (88/8/9)
اینها تنها بخشی از اخبار منتشر شده درباره کشوری است که از 20 میلیون نفر جمعیت نزدیک به 8 میلیون نفر شیعه را در خود جای داده است کشوری با موقعیت ژئوپلیتکی فوق العاده که نزدیک به 1000 سال توسط سادات علوی شیعه اداره میشده است…
یمن یادآور حضور سفیر مکرر پیامبر اعظم –صل ا… علیه و آله- , علی – علیه السلام– است آنجا که دو قبیله مهم و معتبر یمن »همدان« و »مذحج« توسط آن بزرگوار اسلام آوردند. همین سفرها و حضورهای متوالی بود که دلباختگان و هواداران جدی برای ایشان بوجود آورد که از جمله ایشان می توان به شخصیتهای همانند »مالک اشتر نخعی« اشاره کرد. اصالت و ریشه کارگزاران و یاران با وفای علی(ع) را باید در یمن جستجو کرد: از میان 23 نفر یاران و شیعیان وفادار اولیه امام علی(ع)، 10 نفر از انصار یمنی (قبائل انصار که ریشه در یمن داشتند) و 2 مهاجر یمنی دیده میشود؛ در میان کارگزاران امام علی(ع) از 51 استاندار ایشان، 30 نفر ایشان از قبائل یمن بوده و ریشه درآن خاک داشتند.
اما یمن و شیعیان یمن یاد و خاطر را به کربلا نیز می برد از آنجا که اگربدانی 34 نفر از72 تن شهید کربلا یمانی بودند.
گویی در روز ازل، فرشته ای که مامور ترسیم کوهستانها بر روی زمین بود، میدانست که در قرن ۲۱ سادات حسنی و شیعیان بی پناه و ایتام آل محمد چارهای جز پناه بردن به کوههای سر به فلک کشیده نخواهند داشت. و الا دلیلی نداشت که در جنوب شبه جزیره گرم عربستان چنین طبیعتی خلق شود.
عربستانی که از نفوذ انقلاب اسلامی در میان شیعیان یمن به هراس افتاده و چارهای جز نشان دادن چهره رادیکال وهابی خود ندارد؛ وقتی کمک 3 میلیارد دلاری در سال 2008 به دولت یمن، نتوانست مانع پیشروی مجاهدین شیعی شود خود شخصا وارد عرصه جنگ می شود … عربستان به درستی میداند که اگر حکومت یمن شکست بخورد شیعیان جنوب کشورش نیز که بر روی مخازن سرشار از نفت خوابیدهاند بیدار خواهند شد و خواهند فهمید که می توان با استقامت و پایداری حکومت را تغییر داد آری عربستان از نفوذ تفکر اسلام ناب محمدی (ص) در میان شیعیان و ملت خودش واهمه دارد البته نباید از وجود تنگه عدن بعنوان دومین شاهراه مهم (بعد از تنگه هرمز) برای عبور نفت خاورمیانه به جهان چشم پوشی کرد و شاید هم هدف دیگری در کار است … حتما شما هم شنیده اید که در آخر الزمان سیدی حسنی قیام خواهد کرد از دیار یمن…
شاید غم نشسته بر دل شیعیان یمن از خودی ها بیشتر از غیر خودی ها باشد… غربتی که در یمن است انسان را به یاد جدشان در مدینه می اندازد… آن زمان نیز حسن ابن علی – علیه السلام- بود و یک دنیا تنهایی… چه این که به نظر میرسد هم در سطح نخبگان و هم در سطوح عمومی، از مسائل مرتبط با این رخداد مهم، برداشت و تحلیل درستی وجود ندارد. به عنوان نمونه یکی از روزنامههای مهم در مطلبی با عنوان »پشت صحنه حوادث یمن« رسماً عربستان را به حمایت شیعیان حوثی متهم میکند و هدف عربستان را تجزیه یمن قلمداد میکند! همچنین در این مقاله، جنگ فعلی را درگیری بین دو طایفه زیدی میشمرد …
این نگرشها و برداشتهای ناصواب، حکایت از آن دارد که حتی در سطوح رسانهای، دقتها و تاملهای کافی وجود ندارد و در نتیجه، راهبردها بر اساس همین تلقیّات نادرست رخ میدهد.
از اینرو، به سلسلهای از موضوعات، که به فهم درستتری از مسائل یمن یاری میرساند، میپردازیم.
یمن کشوری است که در جنوبی ترین ناحیه شبه جزیره عربستان قرار دارد. در دوران باستان به این منطقه عربستان خوشبخت می گفتند. اعراب این منطقه قحطانی و دارای یکی از معدود تمدنهای دوران باستان در عربستان هستند. همه ما نام بلقیس ملکه سبا و همسر سلیمان را در قرآن دیده و شنیده ایم. تمدن بزرگ یمن و سد افسانه ای مأرب شهرتی فراتر از یک نام دارد. این کشور گاهی مستقل و گاهی تحت حاکمیت دولتهای مقتدر در دورانهای مختلف بوده است. اسکندر، حبشی ها (اتیوپی امروزی)، ایرانیان، خلفای اسلامی و بعدها ترکان عثمانی و در آخر انگلیسی ها (بعد از جنگ جهانی اول) بر این منطقه حاکم بوده اند. یمن در سال 1934 از انگلستان استقلال یافت ولی پس از صف بندی بلوک شرق و غرب به دو تکه که هر کدام از اقمار یکی از ابرقدرتها شمرده می شد منقسم شدند، در سال ۱۹۶۲ جمهوری خواهان با کمک نیروهای نظامی مصر در زمان جمال عبدالناصر آخرین حکومت زیدی را سرنگون کردند. جمهوری عربی یمن یا یمن شمالی سابق در ۲۶ سپتامبر ۱۹۶۲ بنا نهاده شد. حدود هشت سال طول کشید تا مخالفان سرکوب شوند و نظام جدید مستقر شود. این دو تکه پس از فروپاشی شوروی سابق دوباره به هم پیوند خورده و یمن واحد را زیر قدرت یک حاکم دیکتاتور و در ظاهر چپگرا ولی وابسته به غرب به نام ”علی عبدالله صالح“ قرار داد . تا پیش از تاسیس جمهوری یمن این کشور را حاکمین و امامان شیعه زیدی تحت سرپرستی داشتند.
ورود اسلام به یمن به زمان حاکمیت ایرانیان بر یمن در عهد پیامبر اسلام باز میگردد. پس از اسلام آوردن باذان کارگزار دولت ساسانی در یمن اندک اندک اسلام تمامی این سرزمین را فراگرفت. بعد از پیامبر اسلام حذیفه صحابی معروف پیامبر حاکم یمن گردید. ورود شیعه و استقرار شیعیان در یمن از آنچه که امروز از آن سخن می گوییم بسیار کهنتر است. قبیله هَمدان که از قبایل معروف عرب هستند ساکنان یمن و از اهالی این دیار بوده اند و گرایش ایشان به تشیع و زعامت علی (ع) در عصر آن امام همام و قرار گرفتن آنها در جرگه یاران با وفای آن حضرت خود دلیل حضور مداوم شیعیان تا به امروز در یمن است که از معروفترین آنها می توان به کمیل بن زیاد اشاره کرد، که دعای منسوب به او برای شیعیان بسیار نام آشناست. بعدها گروههای که اکثرا ً از سلاله پیامبر اسلام و از سادات محسوب می شدند به این سرزمین که از مرکز خلافت فاصله فراوان داشت هجرت کردند که در میان آنها تمامی گروههای شیعه (امامیه، زیدیه و اسماعیلی) حضور داشتند. نباید فراموش کرد که یمن مرکز اصلی شیعیان زیدی محسوب میگردد و امام آنها در این کشور ساکن است. با وجود این مطالب شیعه در یمن اکثریت را تشکیل نمیدهد و اکثریت به اهل سنت پیرو مذهب حنفی است. ما در ایران کمتر از یمن و شیعیانش مطلب شنیدهایم. تنها انتظار خروج یمانی از این سرزمین و مقدمه ظهور حضرت مهدی (عج) است که گوش ما را با نام این سرزمین آشنا نموده است.
در حال حاضر یمن ۲۰ میلیون جمعیت دارد. حدود ۵۰ درصد مردم شافعی مذهب و ۴۰ درصد زیدی مذهب هستند. مذاهبی همچون اسماعیلیه و صوفیه در این کشور پیروانی دارند. سلفیگری از ۲۰۰ سال پیش توسط ”شوکانی“ وارد این کشور شد. در سی سال اخیر سلفی ها سرمایه گذاری هنگفتی در این کشور نموده اند. یمن به عنوان حیات خلوت سعودی ها همیشه مورد توجه آن کشور بوده است.
مذهب شیعه اثنی عشری پس از انقلاب اسلامی وارد این کشور شده است و حدود نیم درصد جمعیت که عمدتا جوانان هستند پیرو این مذهب می باشند.
ما امروز در یمن با جریانی روبه رو هستیم که به نام جریان الحوثی معروف است. جریانی که در ابتدا بسیار محدود ولی روز به روز بر گستره آن افزوده شده است. خاستگاه این حرکت، منطقه شمالی یمن در استان صعده است. منطقهای که خاستگاه ابتدایی حکومتهای شیعی زیدی یمن و در طول قرون متمادی با حوزهها و علمای این مذهب عجین گشته است. برای فهم درست این حرکت باید کمی به عقب برگردیم و دسته بندی کلی از زیدیه داشته باشیم. در میان عقاید زیدیه، غیر از باورهای شایع و فراگیر در میان فرق و مذاهب اسلامی، چند باور خاص دیده میشود که در تمامی فرقههای زیدیه مشترک مینماید:
• باور به عدل الهی
• باور به اختیار انسان و نفی جبر
• تاکید بر اصل امر به معروف و نهی از منکر
• اعتقاد به امامت امامان علی(ع) ، حسن(ع) و حسین(ع)
• امامت پس از امام حسین(ع)، در فرزندان امام حسن (ع) یا امام حسین (ع) است.
• دعوت و قیام، از شرایط »امام« است (علاوه بر شرایط عمومی چونان: عدالت، دانایی دینی و …). این نکته، از اصول بسیار مهم در تفکر سیاسی زیدیه است.
• باور به ظهور مهدی(عج)
• نفی تقیّه (کتمان مذهب و باور دینی)
اولین تقسیم تاریخی زیدیه تقسیم به زیدیان جارودی و زیدیان غیرجارودی است. جارودیان، زیدیانی هستند که علاوه بر اعتقاد به قیام و انقلاب، وابستگی و علقه شدید به اهل بیت(ع) داشته و اندیشه های شیعی در آنها پررنگ است. این جریان که در مقايسه با اهل سنت، نزدیک به شیعیان امامی است، همواره جریان اصلی در میان زیدیه بوده است.
جریان دوم زيديه که بیشتر حدیث گرا هستند، از لحاظ اعتقادی متشیع به حساب می آیند. حتی کسانی همچون ابوحنیفه هم که افکار انقلابی زید را می پسندید ولی در موراد دیگر همچون مسأله امامت با زید همراه نبودند نیز به همین معنا متشیع و زیدی به حساب آمده اند. این جریان در طول تاریخ وجود داشته ولی همیشه در اقلیت بودهاند و انعکاس چشمگیری در طول تاریخ جز در چند برهه نداشتهاند.
در قرن چهاردهم هر چند امامان زیدی با تمدن و عصر جدید آشنا شدند و رگههای روشن فکری داشتند و تلاش کردند دستگاه امامت را با انديشه ها و علوم نوین وفق دهند ولی هنوز زیدی به شمار می رفتند. در این قرن عالمان بزرگی ظهور کردهاند مانند علامه مجد الدین المؤیدی بزرگترين عالم و مرجع ديني مذهب زيديه در سن ۹۶ سالگي دار فاني را وداع گفت. علامه مجدالدين در دهه آخر عمر، توانايي تكلم را از دست داده بود و فرزندانش بوسيله لبخواني، مطالب او را براي ديگران ترجمه ميكردند. پس از انقلاب يمن كه در پي آن نظام امامت زيديه سرنگون شد وي مجبور شد خاك يمن را ترك كند و مدتي از عمر خود را در شهر طائف عربستان سپري نمايد. علامه مجدالدين تا حدي مورد احترام نظام سعودي بود زيرا سعودي ها سعي شان بر اين بود تا مذهب زيديه را نزديكترين مذهب به اهل سنت معرفي كنند و پيروان اين مذهب را به اهل تسنن نزديك كنند.
عالم دیگری که در این منطقه ساکن است سید بدر الدین الحوثی است که از سادات طباطبایی و از علمای بنام و صاحب تألیف است. تألیفات او بسیار نزدیک با مکتب امامیه است مثلاً کتابی دارد به عنوان »من هم الرافضة« و در این کتاب تلاش میکند ثابت کند رافضیها امامیه و پیروان امام صادق(ع) نیستند.
سيد بدرالدين الحوثي، فرزندان متعددی دارد که معروفترین آنها شهید سید حسین حوثی و عبدالملک که جانشین سید حسین است و یحیی حوثی که نماینده مجلس یمن بود و اکنون در آلمان مستقر است و جنبه تریبون رسمی و تبلیغاتی حرکت را بر عهده دارد.
سید حسین حوثی و جمعی از جوانان صعده گروهی به نام »شباب المؤمن« تشکیل دادند که منتقد وضعیت موجود حوزه های ديني یمن و علمای آن بودند. این جریان باعث رنجش علماء و ریش سفیدان زیدیه گردید و حتی در مقطعی این گروه توسط عالمان زیدی طرد شدند. آنها حتی با علامه مجدالدین المؤیدی نیز اختلاف پیدا کردند. نهایتاً دوستان سید حسین نیز او را رها کردند ولی او جمعیت شباب المؤمن را رها نکرد و سعی کرد خلأ فرهنگی موجود در زیدیه را که از همان ابتدا به خاطر اشتغال به جنگ و جهاد در زیدیه ایجاد شده بود، پُر کند و لذا به کار با نوجوان و جوانان پرداخت و سعی نمود یک روحیه آگاهی بخشی و بیداری براساس مؤلفه های زیر ایجاد کند:
1. شیعی بودن و حضور پررنگ مبانی شیعه در آن. 2. نقد وضعیت موجود. 3. ترويج افکار امام خمینی(ره) و انقلاب اسلامی ایران در زمینههایی همچون مبارزه با استکبار و آمریکا و اسرئیل.
او در بیشتر سخنرانی های خود که در جمع جوانان ایراد کرده، از امام و انقلاب ایران نام می برد و می بینیم که علاقه و گرایش شدیدی به جریانهای انقلابی مثل حزب الله لبنان و شخص سید حسن نصرالله دارد و پرچمهای حزب الله در سراسر منطقه صعده برافراشته می شود. دولت یمن که طبیعتاً تاب و تحمل وجود این فرهنگ و گرایش را نداشت، او و همفکرانش را متهم به امامی مذهب و جاسوس ایران بودن می کند و حتی او را متهم می کند که ادعای امامت و پیامبری دارد و قصد دارد نظام امامت را که در عرف فعلی یمن نامطلوب است، به یمن بازگرداند لذا در سکوت مجامع بین المللی و اسلامی و حتی شیعی، حمله وسیعی را برعلیه ایشان آغاز میکند و مراکز تجمع آنها را بمباران می نماید. سید حسین نیز به کوهها پناه می برد و با استفاده از ذخایر غذایی و تسلیحاتی که از قبل فراهم شده بود، به مقابله با حکومت بر می خیزد و این درگیری که در سال 5-2004 شروع شده، با کش و قوس فراوان تاکنون ادامه دارد. سرانجام سید حسین در یکی از حملات کشته شده است و عکس او هم منتشر گردید ولی هنوز هم برخي از دوستان او منکر شهادت او هستند! این یک مسأله سابقه دار در زیدیه است که برخی از پیشوایان زیدیه کشته می شوند ولی پیروان آنها منکر کشته شدنشان می شدند! اما پس از کشته شدن حسین الحوثی پدر و برادرانش راه او را ادامه می دهند … تا کنون شش جنگ بین دولت یمن و جنبش الحوثی اتفاق افتاده است…
یمن؛ ایران و عربستان
»ایران برای حل بحران یمن میانجیگری میکند« این خبر در حالی از سوی وزیر امورخارجه اعلام شد که پیش از این در راستای بحران یمن ایران بارها از سوی برخی مقامات تندروی منطقه و حتی برخی مقامات یمنی متهم به دخالت شده بود و البته هیچگاه مدرک مستدلی برای دخالت ایران ارائه نشد.
بحران یمن که از سال 2004 شروع شد تابستان امسال خونبارترین روزها را تجربه کرد و معادله تعاملات کشور یمن با منطقه را نسبت به روزهای اول بحران تغییر داد تا جایی که دولت یمن با ریاست »علی عبدالله صالح« از شیعیان زیدی که پیش از این کمکهای مالی و ارتش نظامی سعودیها را برای سرکوب شیعیان الحوثی دریافت کرده بود اکنون برای حل مناقشات داخلی کشورش به راهکارهایی مانند گفتوگو روی آورده است و از ایران برای میانجیگری کمک میخواهد.
دغدغه قدیمی سعودیها از تأثیرپذیری مردم عربستان از ترویج شیعه، حدود 5 سال است که آتش جنگ داخلی یمن را روشن نگه داشته است و این کشور دخالت در امور یمن را تا جایی پیش برد که سال 2008، 3میلیارد دلار برای سرکوبی الحوثیها به دولت یمن کمک کرد و در چند ماه اخیر ارتش خود را مستقلاً برای سرکوب مردم و شبهنظامیان الحوثی به مرزهای این کشور فرستاد.
بمباران شیمیایی شیعیان یمن توسط دولت این کشور در تابستان گذشته یکی از فصلهای مواجهه با شیعیان یمن بود که رسانههای غربی و عربی در برابر این واقعه سکوت کردند. مروری بر وقایع اخیر در یمن آمارهای ناگواری را با اعداد متفاوت تکرار میکند مانند آوارگان 150هزار نفر، کشتهشدگان شیعه الحوثی 140تن در درگیری با ارتش، کشتهشدگان شیعه الحوثی 8 تن در درگیری با نیروی هوایی، کشتهشدگان طرفداران الحوثی 80 تن در منطقه العنه، کشتهشدگان الحوثی 70 تن در منطقه التهامش، کشتهشدگان شبهنظامی 30تن در درگیری با ارتش.
البته خبرهایی نیز از کشته شدن چریکهای ارتش یمن در درگیری با الحوثیها منتشر شد که بیشتر انگشت اتهام را به سوی کشورهای منطقه برای تجهیز کردن آنان برد، اما این در حالی است که در روزهای درگیری یک کامیون اسلحه چینی که برای شبهنظامیان الحوثی برده میشد کشف شد و معادله جنگ داخلی یمن را پس از دخالت نظامی عربستان بار دیگر بینالمللی کرد.
اما مدتی بعد معادله تغییر کرد و جبهه بینالمللی درگیریهای یمن که پس از ارتش عربستان و کامیون سلاح چینی افسران بعثی عراق نیز متهم آن بودند. با اوج درگیریها جامعه بینالمللی به سوی حل مناقشه یمن پیش رفتند و صلح داخلی یمن دغدغه مهم کشورهای جهان و مجامع بینالمللی مانند کمیته حقوق بشر شد در این میان بسیاری از کشورهای منطقه مانند قطر، بحرین، آمریکا و کشورهای اروپایی قصد میانجیگری در یمن را داشتند که البته ناکام ماندند.
تلاشهای بینالمللی با نامه باراک اوباما، رئیسجمهور آمریکا به رئیسجمهور یمن شروع شد اما تلاش برای حل مناقشات یمن محدود به کشورهای منطقه و قدرتهای جهانی نماند و پای کشورهایی مانند کرهجنوبی و چین را هم باز کرد.
در این شرایط انتخاب ایران از سوی رئیسجمهور یمن به علت توان بالای سیاسی ایران در منطقه است و دولت یمن امیدوار است ایران بتواند رهبران الحوثی را راضی به امضای توافقنامه ترک مخاصمه کند.
بعید است عربستان دست از دخالتهای خود در یمن بکشد و اجازه دهد ایران مسئله یمن را حل کند، اما اگر عربستان دخالت نکند ایران توان ایجاد صلح داخلی در یمن را دارد.( خبر آنلاین 88/7/26)